علي الأحمدي الميانجي
284
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
به « زبير » واگذار كرده است » . پس اگر زمينى ملك شخصى مسلمانى باشد يا آن را كسى تحجير كرده باشد كه شرعاً حقى پيدا كرده است نمىتوان آن را اقطاع نمود ، پس اقطاع بايد در زمينهاى موات بالأصل يا زمينهائى كه صاحبان آن از بين رفتهاند و نابود شدهاند و اثرى از آنها نيست و يا اينكه صاحب زمين اعراض نموده است باشد . و ممكن است كه امام از زمينهاى فىء ( معناى آن سابقاً بيان شده است ) به كسى ببخشد چون مال كسى نيست و اختيارش در دست پيامبر و امام ( صلوات الله عليهما و آلهما ) مىباشد كما اينكه مشروحاً بيان كرديم . حالا بحث در اين است كه اقطاع كردن امام چه اثرى دارد ؟ . در جواب اين سؤال آنچه به نظر مىرسد بدين قرار است : 1 - جاى ترديد نيست كه انفال ملك رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و امام عليه السلام است و كسى حق ندارد بدون اذن تصرف كند و آباد سازد لذا مسلمانان براى آباد كردن آنها نوشتهاى مىگرفتند و اقطاع علاوه بر اينكه اذن است از جانب ولى امر ( چون شرعاً اذن لازم است ) موجب نظم و انتظام نيز هست . به هر حال در تاريخ و كتب حديث موارد اقطاعات رسول صلى الله عليه و آله و سلم مفصلًا ذكر شده است و ما آنچه بدست آورديم در مكاتيب الرّسول در يك فصل مستقل ذكر نموديم همانطورى كه در مجموعهء الوثائق السياسية و كتاب خراج ابى يوسف و خراج قرشى و . . . نيز ذكر شده است . در اينجا چند نمونه از اقطاع رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را ذكر مىكنيم : 1 - وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وارد مدينه شدند در مدينه براى خانهسازى و سكونت مهاجرين زمينهائى را اقطاع فرمودند . « 1 » بعضى اين اقطاع را چنين تفسير كردهاند كه رسول صلى الله عليه و آله و سلم مهاجرين را در خانههاى انصار جا داد و ليكن بعيد است . 2 - عقيق را براى بلال بن حارث مزنى به هر مقدارى كه بتواند احيا كند اقطاع نمودند . و همچنين زمينهاى ديگر مانند « نخل » ، « جزعه » و « قدس » و معدنهاى قبيله را نيز
--> ( 1 ) - معجم البلدان ج 5 ، ص 86 و تذكره علامه ج 2 ، ص 411 و شرايع ج 2 ، ص 264 و جواهر ج 38 ، ص 55 و مسالك در كتاب احياى موات و سنن بيهقى ج 6 ، ص 145 و نهايه ابن اثير در « قطع » و دروس ، ص 294 .